لودگی

تهوع نوشت

لودگی

تهوع نوشت

cdf

و آدمی گوشت فاسد تنهایی است که گاهی

بیمار است

:-|

چندمین بار است که تحت تاثیر دوره ی ماهیانه ی یک دختر متاثر می شوم

این نوع تاثر احمقانه است

هیچ واقعیتی در آن نهفته نیست ، مگر کلمه ی مسخره و ریش ریش شده ای به اسم هورمون

.

.

.

والبته این فهم متنهی به این نخواهد شد که بار دیگر گول نخورم و متاثر نشوم

این بازی سر داراز دارد، بی هیچ برنده ای

اگر پسر بودید یادتان باشد هر آنچه از تاثر در این دوره می شنوید سانتی متری عمق ندارد

سانتی متری

598

وای به حال آشنایان من

اینان نمی دانند من بنده ی کلماتم

این کلمات موهوم و افسار گسیخته مرا به هر سو می کشند

کاش می دانستید ...

با تمام شگفتی که روح آدمی دارد

من خسته تر از آنم که شمارا بکاوم

بامن مهربان سخن گویید

man

نگاهم کن

متزلزل تر از آنم که نتوانی پریشانیم را بخوانی

من همان پسرک احساسی سالهای دورم

چه شده که دیگر نمی خواهی به آغوشم گیری

تو می دانی این افکار را ، تو حس می کنی مرا می دانم

تمام آن حرفها که به دیگران نگفته شده

تمام آن نگاه ها را که دیگران ندیده اند

و تو زبای گمشده ی منی

و تو همان کسی هستی که می دانی مضطربم

و تو همانی که باور دارم من تنها جز به تو رازها فاش نکرده ام

جز به مقابل تو تماما هیچ نبوده ام

و مرا دریاب

و مرا دریاب

و مرا در آغوش گیر

و من محتاجم به آغوشت

می دانی هر چه باشد بندگان به نوازش اربابانشان خوشنودند

بنواز به مهربانانه ترین وجهت

و دوستدارم امروز بنام تو را مهرباترین پروردگاران

بنامم تو را به نام بزرگت... بنامم تو را به اسم اعظمت

که اجابت کنی  مرا یا غیاث المستغیثین



عادت

داره کم کم برام تبدیل به عادت میشه از نظرای تو به عنوان پست استفاده کنم

البته ادامه پست

ما بین مشتی متظاهر زندگی میکنیم...
بهشون لبخند میزنیم
سلام میکنیم
باهاشون وقت میگذرونیم
و خو میگیریم به این نقش،به این تظاهر کردن لعنتی...
حتی‌وقتی تک و تنهایی‌تظاهر میکنیم
جلوی‌آینه به مسخره ترین حالت لبخند میزنیم
و میریم که دوباره گم بشیم بین این آدما....
آره واقعیت اینه
ولی یه چیزای قشنگی هم این بین وجود داره...
ولی ما خود آزاریم
هی میخوایم زجر بکشیم و به هم میزان بدبختیمونو ثابت کنیم....
از یه جایی‌آدم باید خودشو جمع و جور کنه که این یکی دو نفس‌باقی مونده از زندگیشو هدر نده....

......