این متن یک دزدی شرافتمندانه از وبلاگ یک دوست است: اما کار یک جنایت را با آدمی کند:
یک صفحه از آن نمایشنامه رو با اکراه تمام خواندمو بعد خیره شدم
به اسمی دستنویس که در اول صفحه جا خوش کرده بود...
لیلی های مشکی پوش...
انگار قبلا جایی این اسم به گوشم خورده بود...
شاید لیلی هایی که چادر میپوشند!
با اینکه میدانستم کار را قبول نخواهم کرد
اما نمیدانم چرا خواستم که نمایشنامه را بخوانم
در حالی که اصلا مایل به خواندن نبودم...
میدانستم اگر قرار باشد برای او کار کنم
پس باید برای تختخواب او هم کار کنم!!
و حس چندشناکی در تنم دوید...
با اینکه سه ماه است که بیکارم
اما دلم نمیخواهد فقط به خاطر کار
معشوقه ی آن جوجه کارگردان باشم...
دوستم میگفت برای اینکه روی صحنه باشی
باید با آن ها خوب تا کنی...
و من منظورش از «خوب تا کردن» را دقیق میدانستم...
روی تختم دراز کشیدم
و فکر کردم چطور باید محترمانه او را بپیچانم
که دوباره نگوید این حرف ها برای گذشته بود،
چرا گذشته را فراموش نمیکنی،
قول میدهم که فقط همکار باشیم،
و از این قبیل چرت و پرت ها...
منبع:http://www.shaanaar.blogfa.com/
آن مرد همچنان انسان بزرگی است
آن مرد بسیار بسیار انسان بزرگی است
آن مرد پونزده سالی موسیقی کار کرده و در جامعه کم تعداد حرفه های موسیقی تهران برایش احترام قائلند
موسیقی درس داده و با نصف هنرجوهای دخترش خوابیده
در اتاق کار من با او ، فاصله زن های اتاق بغل ، زنهای خیابان، زنهای فرهنگسرای ارسباران تا کاناپه ی آن مرد کمتراز یک روز حرف زدن با اوست
یک بار گفت موسیقی دان ها بیشترین دخترها را به رختخوابشان می آوردند ، بعد نقاشها ، بعد کارگردان ها و بعدا بقیه
اسم آن مرد سهیل است
مسخره است اما سهیل همیشه راست می گوید
فلسفه باقی هایش جنایات کثیفی است با باورها و آرزوهای بشر
یک ماه که با سهیل باشی دیگر عشق ، اساطیر ، افلاطون و نامه های هگل به معشوق به لعنت سگ هم نمی ارزند
نصف دخترهایی که از رختخواب این آدم بیرون آمده اند الان خاک کنسرواتورها، دانشگاه های هنر و معاری ایتالیا، و دانشگاه نقاشی و سینمای فرانسه را به توبره کشیده اند... رختخواب این آدم پیوند عجیبی دارد با هنر
راستش دیگر شعر ، ادبیات و نقاشی زنان پیرامون برایم مضحک است چون این آدمها خرده آشغالهای کنار رختخواب سهیلند...
دورو برمن سهیل ها و زنان نقاش زیادی دارد
راستش گاهی برای خودمون سخت می کنیم فهمیدن دخترارو
نباید این ماجرا را رو پیچیده کرد
کینه ، غم ، انزوا ، سردی ، بیچارگی و تهوع یه دختر حاصل احساسیه که یه مرد بهش انتقال میده ... همین
اما از دختری که بدون بازی عاشقانه و پیام بازیای احمقانه تا پنج صبح بیدار باشه باید ترسید چون این آدم چیزی فهمیده که مناسب جنسیتش نیست...
شنبه هفتم شهریور ۱۳۹۴ 4:5 تارا | c0mment
و اگر این بی خوابی تکرار بشه حتما باید ترسید
جمله هایی هستند که گند میزنند به حال آدم
تن هایی هستند قسمتی از درون آدمی را می لرزانند
و سالهایی در زندگی هست که کثافت از سر و روی آدم بالا میزند
نکبت در وجود انسان ملودی می زند
و می فهمی ای بدبخت دستت شروع کرده به رعشه کردن

چادر چقد به تن کثیف بعضی از این زنا میاد
جالبه برام
یه زمانی برا همه دوره ای های من چادر یه چیز شبه مقدس بود
الانم برام این سخته که این چادر به تن آدم های لجنم خوش نماس
هه